عشق و محبت
زندگی یک جست و جوی کور نیست
زیستن در پیله ی پروانه چیست؟!
زندگی کن زندگی افسانه نیست.
گوش کن...!!
دریا صدایت میزند!
هر چه نا پیدا صدایت می زند!
جنگل خاموش میداند تورا
با صدایی سبز می خواند تورا
آتشی در جان توست.
قمری تنها پی دستان توست.
پیله ی پروانه از دنیا جداست.
زندگی یک مقصد بی انتهاست.
هیچ جایی انتهای راه نیست!
این تمامش ماجرای زندگیست...!!!
اگر میخواهید که همه مردم با شما رویه خوب داشته باشند به آنها احترام کن تا آنها به شما احترام کند
محبت ميل باطن است به عالم جمال يا كه لذتي است و حقيقت آن
حيرت است و سرگشتگي و با عشق تفاوت در شدت و ضعف دارد، چه
«عشق آن بود كه محبت از حد در گذرد . ما انسانها غالبأ عشق را با
محبت اشتباه مي گيريم .» بزرگي مي گفت: محبت افراط ميل است و
ديگران گفتهاند: محبت تشويشي بود كه از محبوب در دلها افتد. اين
همه ابهام بدين خاطر است كه محبت يافتني است نه گفتني؛ چشيدني
است نه شنيدني. از اينرو اگر كتابها دربارة آن نوشته شود، باز هم
حقيقت آن آشكار نشده است چون با گفته سازگار نيايد. همه انسانها به
محبت نیاز دارند، محبت و مهرورزی به دلها جان می بخشد، هر کس
وجود خودش را دوست دارد و در پی آن است که در بین دیگران محبوبیت
پیدا کند. نخستین بستر دریافت محبت برای هر کس خانواده است،
احساس محبوبیت دل را شاد می کند. لازمه محبوبیت آن است که پدر
ومادر نسبت به فرزندان مهربان باشند. مهرورزى زمینه تجلى رحمت حق
و مهر خداوندى به انسان است. مهر ورزیدن به خود و دیگران، فرمان
سعادتبخش خداوند و همه پیامبران است . آن قسمت از علوم انسانى
را مانند روانشناسى و روانپزشکى و روانکاوى و حتى علوم گوناگون
حقوقى و اجتماعي واقعى را که رابطه انسانها را با يکديگر مطرح مىکنند
از نظر بگذرانيد ، بدون ترديد پديده محبت را در ميان مسائل گوناگون آن
علوم مانند رگههاى الماس در ميان انبوه غالسنگ خواهيد يافت . محبت
در حقیقت حالتی است که در دل یک موجود دارای شعور نسبت به
چیزی که با خواسته های او تناسبی داشته باشد پدید می آید و آن
جاذبه ای ادراکی در موجودات دارای شعور است، همانند جاذبه های غیر
ادراکی طبیعی که در موجودات مادی فاقد شعور وجود دارد.(مثل جاذبه
بین آهن و آهن ربا ) اما جذب و انجذاب در بین موجودات ذی شعور
برخلاف دسته دیگر، آگاهانه است و ملاک آن ملایمتی است که آن موجود
با محبت خود دارد و محبت انسان به چیزی تعلق می گیرد که ملایمت
کمال آن را با وجود خودش دریافته باشد و داراى شدت و ضعف و مراتب
مختلفى است."احساس دوست داشتن یکى از ادراکاتی است که ما
درون وجدان خود مىیابیم و ابراز این احساس به دیگران را مهرورزی
گویند. محبت، دوستی، مهربانی، رحمت، مودت وعشق، نسبت به
موجود دیگر مترادف مهرورزی؛ و نفرت، بغض، خصومت و دشمنی نسبت
به موجود دیگر متضاد آن است.دفتر زندگى انسانها با واژه محبت آغاز
شده است و در آخرین لحظات زندگى سرشار و لبریز از عشق و دلدادگى
به سرچشمه محبت مىپیوندند، پس آغاز و سرانجام زندگى و هستى از
مهر و محبت آکنده است و آنان که از محبت بی بهره اند چگونه می توان
نامشان را بر جریده انسانیت نوشت؟ اين شعارهاى زير را درست توجه
فرمائيد :محبت را نميتوان تعريف كرد، همه ما ميدانيم محبت چيست،
اين احساس را همين حالاهم نسبت به بسياري در دل داريم. براي
همين هم محبت را تعريف نميكنم. محبت:عشق ورزيدن به يکديگر
است بدون هيچ چشم داشتي!محبت:شنيدن نداي قلبي همنوع است!
محبت:عاشقانه زيستن است!وبالاتر از همه ي اين ها نگاه خداوند است
به همه ي ما اگر بفهميم!وچه زود يادمان مي رود که هرچه داريم از
اوست.اگر لحظه اي وفقط لحظه اي زندگيمان را مرور کنيم خيلي چيز ها
ستگيرمان مي شود اگر بفهميم يا بهتر بگويم اگر بخواهيم که بفهميم.
مگر نه اينکه ما انسانيم وديوانه وار به محبت يکدگر محتاج ...پس چه بر
سرمان آمده که اينقدر فاصله است بين ما .
چه بسیار افرادی که این سؤال را از خود یا دیگران میپرسند. در این
میان، آنها که علاقه بیشتری به یکدیگر دارند بیشتر در این اندیشهاند که :
چه کنیم دوستیهایمان زیادتر شود؟ چه کنیم که بیشتر در دل
دوستهایمان جا باز کنیم؟ و چه کنیم که علاقه او به ما افزونتر گردد؟
دانستن اینکه چه عواملی باعث افزایش روزافزون دوستی میشود، در
واقع به معنای در دست داشتن کلید ورود به اندرون خانه دلهاست. هر
کس که این کلید را در اختیار داشته باشد و راه نفوذ در قلبها را بداند در
واقع، گنجینه دوستی را به چنگ آورده است.
1 - ابراز کردن علاقه و دوستی وخدمت بي چشم داشت
محبّت، رمز و راز زندگی است و بعضی از روانشناسان معتقدند که
بسیاری از بیماریهای درونی به خاطر فقدان محبّت و سرکوب کردن
عاطفههاست. رسول اکرم(ص) میفرماید: «خدای جهان، آن کسی را
بیش از همه دوست دارد که به دوستان خود، بیشتر از همه مهر بورزد و
خدمت خلق خدا كند ». اگر بخواهیم محبوب دلها شویم باید دیگران را
دوست بداریم؛و خدمت آنها را كنيم ، تنها از راه محبّت و دوستی وخدمت
است که میتوان مالک دلها شد و در قلبها نفوذ پیدا کرد. آنگاه خداوند
نيز از ما راضي مي شود . برای زیادتر شدن دوستی و استحکام آن باید
این محبّت و علاقه را ابراز کرد و آن را با زبان و با عمل (یعنی با نیکی
کردن به دوست و نزدیکان و دوستداران او) نمایان کرد ؛ زیرا محبّت،
همچون آبی است که به جریان میافتد. این آب، هم پاک است و هم
پاک کننده. ابراز علاقه و محبّت، هم بر دوستی میافزاید و هم نامهربانی
را از بین میبرد.
روزی امام باقر(ع) و امام صادق(ع) با گروهی در مسجد نشسته بودند.
کسی از کنار آنها رد میشد. یکی از اهل مجلس گفت: «من این شخص
را دوست دارم». امام باقر(ع) فرمود: «اگر دوستش داری به او بگو و او را از
دوستی و علاقه خود، آگاه کن. این کار، موجب دوام دوستی و تقویت
پیوندها میشود».
2 . تواضع
تواضع، یکی از اصول مسلّم اخلاقی است و انسان، با تواضع میتواند
بالاترین درجات معنوی را کسب نماید. این صفت اخلاقی، رَمز موفقیت
بشر در مسائل اجتماعی و به طور کلی در همه امور مربوط به دنیاست
که در جای خود در روانشناسی و اخلاق، مورد بحث قرار گرفته است.اما
آنچه که در این جا مورد بحث ماست، آن است که تواضع میتواند مایه
تقویت دوستی شود. برعکس، هرگونه تکبّر و خودبزرگبینی در بین
دوستان، صمیمیت را از بین میبرد و موجب تفرقه میشود.
موانع محبت عبارتند از:
1ـ خودخواهی: منشأ اصلى عداوت و درگیری، خودخواهى است. كسى
كه به اسارت خود در آید و بر محور خود بچرخد، هرگز حاضر نمی شود
حق را بپذیرد و از حقیقت پیروى نماید. از این رو به رأى و نظر دیگران
اهمیتى نمى دهد. در این صورت اختلاف و نزاع طبیعى و قهرى است.
2- جدل: یكى از اسباب دشمنى و نزاع، جدل و بگو مگوهاى بى فائده
است كه هدفى جز برترى جویى ندارد. امام علی(ع) میفرماید: «از
مجادله و ستیزه جویى بپرهیزید كه این دو دل هاى برادران دینى را
نسبت به یكدیگر مكدّر میكند و بذر نفاق را پرورش میدهد».
3ـ خودپسندی: ریشة بسیارى درگیرى ها خودپسندى است. خود
دوستى كه از تمایلات طبیعى بشر است، اگر به حد افراط برسد، انسان
را به خودپسندى و غرور و بلند پروازى و فزون طلبى و داشتن توقعات نابجا
وادار مى نماید. امام علی(ع) میفرماید: «از خودپسندى پرهیز كن كه با
این صفت نقائص خود را آشكار مى كنى و دشمنى ها را ظاهر مىسازی».
4ـ ناآشنایی با وظایف: گاهى نزاع و كشمكش و بی محبتی در اثر عدم
اطلاع از وظایف و مسئولیت ها است. زن و شوهرى كه از حدود اختیارات
و مسئولیت هاى خود بى اطلاع اند، توقعاتى از یكدیگر دارند كه با عدم
تحقق آن، كدورت ایجاد میشود. در محیط كار نیز همین علت، جاری
است.
5ـ سخت گیری: تعاون و همكارى در گرو برخوردارى از روحیة گذشت و
چشم پوشى و بخشش خطاها و لغزش هاى جزئى است. اگر اعضاى یك
خانواده در پى یافتن عیوب یكدیگر و بزرگ نمودن آن باشند و در تعقیب آن
سخت گیرى نمایند، عداوت و دشمنى بین آنها حاكم خواهد شد، از این
رو در اوائل ازدواج به دلیل عدم گذشت و غماض، قهر و نزاع بیشتر دیده
میشود. لج و لجبازى و روحیة عدم گذشت، پیوند هاى دوستى و
یگانگى را از هم میگسلد
6ـ عدم رشد فكرى و اخلاقی: شكى نیست كه افراد با یكدیگر اختلاف نظر
دارند. دو نفر در جهان پیدا نمى شود كه از لحاظ جسمى و روحى و فكرى
یكسان باشند. در صورتى كه انسان به رشد اخلاقى نرسیده باشد و به
سعة صدر و بلند نظرى و تحمل و نرمى و بردبارى متصف نشده باشد،
آمادگى اخلاقى براى هضم نقاط اختلاف ندارد. از این رو انتظار دارد دیگران
در همة موارد از او پیروى كنند. همین امر زمینة درگیرى را فراهم مىسازد
7- مرحلة ترس و خشونت: یكى از مهمترین عوامل تصادم ها و كشمكش
هاى سخت و حوادث خطرناك و ناگوار توسل به خشونت است. با این
عمل زمام اختیار و كنترل اعصاب از انسان سلب میشود. و چه بسا هر
خطایى حتى كلمات كفر آمیزى از او سر مى زند. اما با رفق و مدارا و ترك
خشونت مى توان از وقوع نزاع و درگیرى پیشگیرى كرد. رسول خدا(ص)
فرمود: «رفق و نرمش با هر چه همراه باشد آن را زینت میدهد و از هر
چیز جدا شد نازیبایش مى سازد».
اکنون به چند روش برای ابراز محبت و افزایش مهر و عطوفت بین همسران، اشاره خواهیم کرد:
1. زن مطیع، فرمانروای قلب شوهر است.
یکی از مهم ترین و حیاتی ترین حس هایی که مردان به آن علاقه دارند، حس مالکیت و مدیریت است. از سوی دیگر، برای حفظ کیان خانواده، لازم است زنی که به زندگی و شوهر خود علاقه مند است، از شوهر خود اطاعت کند و بداند که اگر در تمام شئون زندگی، مطیع او باشد، مهرش چنان در دل مرد نفوذ می کند که حاضر است برای زن و زندگی اش، هر فداکاری و ایثاری انجام دهد و بهترین حس ها را به همسر خود بدهد و بدین ترتیب است که هم مرد راضی است و هم زن.
2. زنان به کارهای کوچکی هم که مردان برایشان انجام می دهند، امتیاز می دهند.
اغلب مردان چنین تصور می کنند که باید کاری بزرگ و حیرت آور برای همسر خود انجام دهند تا مورد تحسین و قدردانی او واقع شوند و این تصور، باعث می گردد تا مرد دست به کاری نزند که خشنودی زن را برانگیزد؛ مگر زمانی که بتواند کار بزرگی انجام دهد؛ در حالی که زنان برای کارهای به ظاهر کوچک مردان نیز امتیاز قائل هستند. برای مثال، یک مرد می تواند برای سالگرد ازدواج یا تولد همسرش، یک متن محبت آمیز بنویسد و یا هدایای کوچکی مانند عطر، شکلات یا شیرینی مورد علاقه همسر و یا گل تهیه کرده، به همسرش بدهد و آن گاه معجزه این کار خود را در ایجاد و افزایش علاقه بین خود و همسرش، به تماشا بنشیند.
3. تبسم، ثروتی است که بی آن که دهنده اش را فقیر سازد، گیرنده را ثروتمند می کند.
تبسم، یک لحظه بیشتر پایداری ندارد؛ ولی گاهی خاطره اش تا ابد باقی می ماند. تبسم، خستگی را برطرف و افراد مأیوس را امیدوار می سازد. بنابراین، یک زن می تواند به وسیله این راه و با داشتن تبسمی مهربانانه، به استقبال همسر خود برود و خستگی یک روز کار و فعالیت را از جان او بزداید.
4. اسم همسرتان را نیکو و به بهترین حالت صدا بزنید.
به خاطر داشته باشید که اسم یک شخص برای او، شیرین ترین و مهم ترین کلمات در تمام زبان هاست. اشخاص به قدری به اسم خود علاقه دارند که می کوشند به هر قیمت که شده، در خاطرها بماند. یکی از موجبات جلب محبت، نام بردن اشخاص با عناوین احترام آمیز و اسم هایی است که طرف مقابل آنها را دوست دارد. بعضی همسران به اشتباه فکر می کنند از آن جا که با همسر خود صمیمی هستند، لازم نیست اسم او را به احترام صدا بزنند؛ در حالی که باید به خصوص در بین افراد دیگر، اسم همسرتان را به نیکی ببرید. این کار، یکی از راه های جلب محبت همسران می باشد. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله نیز در حدیثی یکی از راه های جلب محبت افراد را صدا کردن و خواندن آنها به محبوب ترین نام هایی که دوست دارند، دانسته است.
5. آقایان، پیام های دیداری را دریافت می کنند و خانم ها پیام های شنیداری را دوست دارند.
مردان، زنانی را دوست دارند که به سلامت و زیبایی خود اهمیت می دهند. زنان باید سعی کنند با برخی فعالیت های جسمانی، نظیر قدم زدن و نرمش، بر سلامت و زیبایی طبیعی و خدادادی خود بیفزایند تا بیشتر مورد توجه همسران خود قرار بگیرند. باید توجه داشت که اگر زنی، خود حس خوبی نسبت به خود نداشته باشد، همسرش به طبع نمی تواند حس خوبی نسبت به او داشته باشد؛ پس زن، باید زیبایی را از درون خود بجوید؛ صرف نظر از این که چقدر تلاش می کند تا زیباتر به نظر آید. همواره این را باید به خاطر داشت که زیبایی، از درون تراوش می کند. هنگامی که از درون، احساس خوبی داشته باشید، خوب از خودتان مواظبت کرده، عزت نفس زنانه تان را بیشتر می کنید و یقیناً این در بیرون نیز نمایان می گردد.
در مقابل، زنان، پیام های سمعی را بیشتر دوست دارند؛ مثل این که همسرشان به آنها بگوید تا چه حد آنها را دوست دارند و از آنها حمایت می کند. پس مردان باید سعی کنند محبت نهفته در دل خود را با گفتن جمله «دوستت دارم» به همسرشان، آشکار و عیان سازند.
6. مردان باید روحیه همیشه متغیر و متموج زنان را درک کنند.
مردان باید توجه داشته باشند که زنان، حالت متغیر دارند و روحیه شان مدام در حال تغییر است؛ گاهی شاد و گاهی بسیار غمگین، گاهی امیدوار و گاهی مأیوس و ناامید می باشند. دانستن این نکته برای مردان، امری مهم و ضروری است. اگر مرد از این حالت زن آگاه باشد، هرگز از تغییر روحیه ای که یکی از علل آن، تغییرات هورمونی زن است، نگران نمی شود؛ بلکه سعی می کند همسر خود را درک کند و به او کمک کند تا روحیه خود را باز یابد.
7. لحظات اولیه ورود مرد به خانه، پس از یک روز پرکار، لحظات حساسی است.
هرگز هنگام ورود شوهر به خانه، پس از گذراندن یک روز پرمشغله، زن نباید شکایت و گله گذاری کند و با نق زدن، امید مرد را به این که خانه، محل آسایش اوست، از بین ببرد.
زنان باید در حد امکان، مطرح کردن مسائل ضروری و شاید ناخوشایند را به زمانی مناسب و آن گاه که مرد به آرامش نسبی رسیده و خستگی اش برطرف شده است، موکول کنند.
8. زنان شاد، خرسند و سرزنده، روشن کننده دل هستند.
با خودتان تعهد کنید که باور داشته باشید در جایگاه خود، فرد قابل احترام و مهمی هستید. اگر عزت نفس نداشته باشید، به احتمال فراوان، هیچ کس دیگر هم به شما احترام نمی گذارد. عزت نفس، از صادق بودن با خود سرچشمه می گیرد. ممکن است در ابتدای زندگی، ویژگی های جسمانی از اهمیت بیشتری برخوردار باشند؛ اما پس از مدتی، این اهمیت رنگ می بازد و آن چه مهم و ضروری است، ویژگی های شخصیتی زن است. زنانی که همیشه شاد هستند و در مورد خود احساس خوبی دارند، بیشتر مورد توجه همسرشان هستند و از جذابیت بیشتری برخوردارند. ناخرسندی و همواره از همه چیز شکایت کردن، مرد را خسته کرده، شور و نشاط زندگی را از او می گیرد. یکی از راه های مهرورزی به مرد، این است که زن، دست از شکایت دائمی از زمین و زمان بردارد.
9. برای زن خود، حق ناراحت شدن قائل باشید.
اگر شما یک مرد هستید، باید به این نکته توجه داشته باشید که زن ها وقتی حاضرند به حرف های شما گوش بدهند که برایشان حق ناراحت شدن قائل باشید. یکی از شیوه های رایج شروع کردن دعوا بین همسران، بی اعتبار دانستن احساسات و افکار زن است. وقتی مرد می گوید: «آخه واسه چی ناراحتی» یا «این که ناراحتی نداره» و یا «این موضوع این قدر مهم نیست»، برای زن خیلی گران تمام می شود و زن، این چنین تلقی می کند که نمی تواند حتی از احساسات خود صحبت کند.
برای زنان، ارتباط، مسئله بسیار مهمی است و تصور یک زن از خودش، به احساسات و کیفیت ارتباط او با دیگران بستگی دارد. زنان، بیش از آن که بخواهند به هدف برسند و راه حلی بیابند، دوست دارند از احساسات خود با دیگران صحبت کنند. درد دل کردن با دیگران، بیش از هر چیز دیگری، باعث رضایت خاطر زنان است و اگر زن زندگی تان را دوست دارید و می خواهید محبت خود را به او ابراز کنید و هر چه بیشتر عشق و علاقه بینتان را مستحکم کنید، به این مطلب توجه کنید که وقتی زن زندگی تان با شما صحبت می کند و از مطلبی ناراحت و یا نگران است، به گونه ای با او همراهی کنید و به او بگویید که ناراحتی و نگرانی او برای شما هم مهم است؛ حتی اگر با موضوع نگرانی همسرتان مخالف هستید، می توانید در آن لحظه سکوت کنید و فقط با گوش دادن و راه حل ندادن، به او آرامش دهید.
10. کاملاً به او توجه کنید.
موقعی که با همسرتان صحبت می کنید، به او نگاه کنید و با نگاه و دستانتان، به او نشان دهید که تمام توجهتان به اوست. وقتی همسرتان با شما صحبت می کند، هرگز روزنامه و مجله نخوانید و یا تلویزیون تماشا نکنید و به کار دیگری مشغول نباشید و برای مدتی، توجه کامل به همسرتان داشته باشید.
11. فقط با یک جمله، قلب او را تسخیر کنید.
همان گونه که مردان می توانند با جمله دوستت دارم، قلب همسر خود را تسخیر سازند و او را صاحب حسی خوشایند کنند، زنان نیز می توانند با گفتن جملات مردانه ای، مثل «من در کنار تو آرامش می یابم» یا «خیلی خوشحالم که می توانم به تو تکیه کنم»، مرد را سرشار از عشق و محبت کنند و او را بیش از پیش، به خود علاقه مند سازند.
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن
بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق
تقصیر چشمای تو بود ، وگرنه ما کجا و عشق ؟
سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت
بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت
تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس
تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس
عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم
وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن
هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم
یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم
همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم
قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم
سلام دوستان گلم