حِسادَت یا رَشک احساسی است که هنگام کمبود نسبت به ویژگی، دستاورد یا داشته‌های برتر فردی دیگر روی می‌دهد و فرد حسود یا می‌خواهد که آن را داشته باشد و یا آنکه می‌خواهد دیگری آن را نداشته باشد.

همچنین ممکن است حسادت از احساس عزت نفس پایین فرد ناشی شود که باعث مقایسهٔ اجتماعی نسبت به بالا خواهد شد که تصویر شخصی فرد را تهدید می‌کند: فرد دیگری چیزی دارد که فرد حسود داشتن آن را مهم تصور می‌کند. ' حسادت احساسی است که بیش از همه خود شخص را آزار می‌دهد.

پروفسور رولف هوبلمی گوید که حسادت وقتی بهوجود می‌آید که شخص احساس کند آنچه دارد، کمتر از آن چیزی است که باید داشته باشد. هیچ چیزی وجود ندارد که باعث حسادت نشود، مادی یا غیر مادی! من می‌توانم به سرنوشتیک نفر یا به کسی که برنده یک جایزه شده حسودی کنم، ولی به طور کل وقتی انسان حسودی می‌کند که آنچه که دیگری دارد برایش ارزش داشته باشد. مثلاً من که حوصله جمع آوری تمبر را ندارم به کسی که این کار را می‌کند حسودی نخواهم کرد.

حسادت در هر جامعه معنی خاصی دارد. در هر جامعه‌ای، داشتن چیز بخصوصی که در آن جامعه ارزش جلوه می‌کند، باعث حسادت می‌شود. در جامعه امروز حتی آگهی‌های تلویزیون سعی می‌کنند با توجه به این ضعف بشری مردم را به سوی استفاده از یک کالایبخصوص یا انجام عملی تشویق کنند. جامعه سرمایه دار از حسادت مردم جهت منفعت بیشتر استفاده می‌کند، زیرا حسادت یک انگیزه‌است و باعث جاه طلبی و افزایش انرژی می‌شود.

حسادت در واقع به خاطر خانه بزرگتر، اتومبیل سریع تر و زیبایی بیشتر نیست، بلکه انسان به خاطر این که شخص به علت داشتن چیزی مورد احترام واقع می‌شود، حسادت می‌ورزد.

حسود هیچ وقت فکر نمی‌کند آن فردی که بیشتر دارد حتماً خیلی سخت تر کار کرده، او گمان می‌کند که هر موقعیت بهتری، چه از نظر روانی یا مالی قیمتی دارد که شخص حسود هرگز حاضر به پرداخت آن نیست. اکثر افراد حسود فکر می‌کنند که حق آنان ضایع شده و آنها کمتر از دیگری به حقشان رسیده‌اند. حسودانی که می‌پذیرند دیگری حقش بوده که بیشتر بهره ببرد، رنج بیشتری می‌کشند. این حسودان سعی می‌کنند با یک رفتار خشونت آمیز به فرد مورد حسادتشان حمله کنند. یعنی آنها با تمام قوا عملی انجام می‌دهند که طرف مقابل از امکانات بهتری که دارد لذت نبرده و به این وسیله هر آنچه باعث یادآوری عدم موفقیت او می‌شود نابود می‌کنند. این افراد، محبوب دیگران نیستند و معمولاً چهره واقعی خود را نشان نمی‌دهند و همیشه تظاهر می‌کنند که دیگری را تحسین می‌کنند، ولی در واقع بسیار رنج می‌کشند.

حسادت یک احساس مطلق نیست، بلکه مخلوطی است از خشونتو شکست. خشونتی که حسود احساس می‌کند مانع از رنج بیشتر او از شکست می‌شود.

اگر شخص حسود جلوی خشونتش را بگیرد بیشتر از شکست رنج می‌کشد. چنین شخصی متوجه می‌شود که اگر او تمام قدرتش را هم بهکار ببرد به حق دیگری نخواهد رسید. به همین دلیل فرد دچار افسردگی شدید و فلج کننده‌ای می‌شود. زیرا از خودش سؤال نمی‌کند که به چه وسیله‌ای فرد مورد نظر به خوشبختی رسیده‌است.

در کتابمقدسمسیحیت، حسادت تحت عنوان«گناه مرگ آور» آمده ولی در واقع واکنش طبیعی انسان جهت جلوگیری و ممانعت از افسردگی است.

حسادت هیچ دلیل بیولوژی ندارد بلکه به مرور زمان و در اثر تجربیاتی که شخص حسود در زندگی بهدست می‌آورد، شکل می‌گیرد. معمولاً شخصیت حسود در اثر شناخت فردی غلط گسترش می‌یابد. این افراد در محیطی بزرگ شده‌اند که انجام خواسته‌های دیگران مهم تر از خواسته و علاقه فردی خودشان بوده و آنها هیچ وقت موقعیتی نداشتند که بهدنبال علائق و استعدادهای فردی خودشان بروند و بفهمند از چه کار و فعالیتی بیشتر لذت می‌برند.

این انسان‌ها احساس می‌کنند فقط وقتی خواسته‌های دیگران را کامل انجام دهند مورد قبول مردم می‌باشند. این افراد معمولاً بیشتر اوقات دروغ می‌گویند و مرتباً به دنبال این هستند کاری کنند که بدان وسیلهرضایت دیگران را کسب کنند.

چگونگی خلاصی از حسادت

خوشبختی و رضایت همیشگیدر هر جامعه‌ای در مقایسه با وضعیت موجود افراد آن جامعه صورت می‌گیرد. زیرا بشر با همین مقایسه اجتماعی زندگی می‌کند و اسیر انتظارات اجتماعی خود می‌باشد.

هر انسانی باید سعی کند استعداد و امکانات فردی خودش را بیابد؛ زیرا شخص حسود کسی است که خیلی کم در مورد خودش می‌داند و در حقیقت هیچ اطلاعی از توانائی‌های خودش ندارد و به همین دلیل زندگی اش را بر اساس یک شخصیت غلط برنامه ریزی کرده و خود را با گروهی مقایسه می‌کند که به طبقه اجتماعی دیگری تعلق دارند و با ارزش‌های اخلاقی و اجتماعی متفاوتی زندگی می‌کنند که شخص حسود هرگز نمی‌تواند خودش را به آنها برساند. به همین دلیل و به احتمال زیاد، شخص تبدیل به یک حسود عصبانی یا افسرده می‌شود.

نکته مهم این است که شخص، حسادت را پذیرفته، به خودش دروغ نگوید و سعی کند نقطه‌ای بین ایده آل و واقعیت بیابد و در زندگی خود توازن بوجود آورد. در حقیقت باید پذیرفت که هیچ انسانی قدرت این را ندارد که عدالت واقعی را در جامعه بهوجود آورد و کلاً حسادت در اثر تجربه بی عدالتی در جامعه ایجاد می‌شود. معمولاً برای حسودان این سئوال پیش می‌آید که بر چه اساسی گروهی بیشتر از دیگران دارند و بر اساس چه قانون اجتماعی این تقسیم انجام شده، اگر جامعه‌ای حسادت را بهعنوان یک واکنش طبیعی انسانی در مقابل بی عدالتی‌های اجتماعی ببیند می‌تواند جوابی هم برای سؤال بالا بیابد. اما متأسفانه حسادت در جامعه واکنشی ناپسند و ناخوشایند محسوب می‌شود و کمتر کسی راحت در مورد آن حرف می‌زند.

حسادت همیشه وجود دارد حتی اگر سرمایه‌های موجود در جامعه را بهطور مساوی بین مردم تقسیم کنند. زیرا اگر شخصی همان سرمایه مشابه را به کمک هوش و درایت خویش بیشتر کند و خوشبخت تر و راحت تر باشد مورد حسادت دیگران قرار می‌گیرد.

پرفسور رولف هوبل معتقد است فقط اگر خوشبختی و آزادی را در دنیا به طور مساوی تقسیم کنند دیگر حسادتی وجود نخواهد داشت، زیرا هر جا که تفاوتی وجود دارد در حقیقت ریشه حسادت کاشته شده‌است.

هوبل می‌گوید از آنجا که بشر همیشه سعی دارد خودش را بهتر از دیگران نشان دهد و تمام سعی و کوشش او در پی ثابت کردن این است که او غیر از دیگری است و خود را در همین تفاوت می‌شناسد، به هیچ وجه مایل نیست که دیگری بیشتر از او داشته باشد؛ زیرا این باعث خجالت و شرمندگی او می‌شود. به همین دلیل حسادت یک همراه دائمی انسان بوده و بدین وسیله انسان می‌تواند بین فردیت و جمعیت بالانس بهوجود آورد. چگونه می‌توان خود را از حسودان محافظت کرد؟ حسادت در مرحله نابود کننده آن بسیار خطرناک است و آن را نباید ساده گرفت، در هر جامعه و در هر گروه اجتماعی بهتر است انسان سعی کند افراد حسود را آرام کند و با آنها به طریقی کنار بیاید. یا حداقل سعی کند با آنها مواجه نشود. ولی متأسفانه این روش در بسیاری از موارد مانند فامیل و همکار امکان پذیر نیست. بنابراین شخص مورد حسادت باید سعی کند از آنچه که دارد مقداری به دیگری ببخشد و تا حدودی باعث آرامش نسبی و کاهش خشونت او گردد و یا با گفتن مشکلات خود، آتش درون قلب حسود را کمتر کند و یا برعکس، خود آدم حسود برای آرامش درونی بگوید: فلانی ویلا دارد و ماشین بنز ولی چه فایده! بچه‌های او معتاد هستند. همین افکار و واکنش‌ها در روابط افراد ایجاد توازن می‌کند.

در واقع بهترین موقعیت را کسانی دارند که با زحمت و مشقت زیاد به مال و ثروت می‌رسند، این گروه هیچ مشکلی با افراد حسود ندارند. و در نهایت باید گفت کسانی که با کمبودهای خود کنار بیایند، می‌توانند به آرامش و آسایش برسند.

حسادت، ناهنجاری اخلاقی

حسادت یا همان حس بدخواهی و آرزوی زوال نعمت دیگران را داشتن، صفتی نکوهیده است که خود، ناهنجاری های اخلاقی فراوانی را به دنبال دارد. ریشه بسیاری از غیبت ها، تهمت ها و هتک حرمت ها در همین حسادت نهفته است. حسادت سبب می شود که آدمی فضایل و خوبی های دیگران را انکار کند و همواره در جست وجوی عیب آنان باشد.

در احادیث اسلامی، از حسادت به عنوان یکی از ریشه های کفر نام برده شده است. امام صادق علیه السلام می فرماید: «ریشه های کفر سه چیز است: حرص، تکبر و حسد.» حسود، بیچاره ای است که ایام عمر را در تافتن دل از آه و تأسف و حسرت و برافروختن شعله دشمنی می گذراند و پیوسته هر چه نکبت و بدبختی است، برای دیگران تمنا می کند.

«شخص حسود زمانی را نیز با نشر دروغ های پی درپی و دامنه دار، پرده از روحیات خویش برمی دارد و اگر به این وسیله هوس مسمومش اشباع نشد و گردش روزگار را در جهت مخالف خواسته های خود مشاهده کرد، ممکن است حتی به حریم دیگران، تجاوز و بدین ترتیب، حقوق زیادی را پای مال کند».

پیام متن:

1. حسادت، ریشه بسیاری از گناهان همانند حرص، تکبر و حسد است.

2. حسادت ممکن است سبب تجاوز به حریم افراد و پای مال شدن حقوق آنها شود.

حسادت دشمن آرامش

از قدیم گفته اند: «حسود هرگز نیاسود». این عبارت حکیمانه، بیان کننده درد و رنج برخاسته از بیماری حسادت برای حسود است. درحقیقت، حسادت نوعی بیماری روحی است که درد و رنج آن کاملاً احساس می شود. «اضطراب جان کاه و حزن تاریکی که از حسد بر دل حسود افتاده، دایم روحش را فشرده و آتش فناناپذیری را برای سوزانیدن جان او فروزان می سازد.»

حسد بر بخشش دادار بردن ندارد حاصلی جز خوار مردن
حسد هرجا که آتش برفروزد هم اول صاحب خود را بسوزد

حسود همیشه در آتش حسد خود می سوزد و لحظه ای آسایش خاطر ندارد؛ زیرا برخلاف مطلوب او دامنه نعمت و بخشش خداوندی نامحدود است و خداوند نیز به هر که بخواهد، از نعمت خود می دهد. ازاین رو، زنگار غم از لوح دل حسود هرگز زدوده نمی شود تا از حسادت خویش دست بردارد.

خالق ما که فرد و قهار است از حقود و حسود بیزار است

سنایی

پیام متن:

1. «حسود هرگز نیاسود».

تبعیض میان فرزندان، مهم ترین عامل پیدایش حسادت

یکی از ریشه های پیدایش حسادت، تبعیض در مهرورزی میان فرزندان است. والدینی که بدون توجه، یکی از فرزندان را بیش از دیگری مهر و نوازش می کنند و دیگری را از عواطف خود محروم می سازند، دانسته و ندانسته به حسدورزی میان فرزندانشان کمک می کنند که در بزرگی، به بدبختی و سیه روزی آنها می انجامد. شهید مطهری در این باره بیانی دل نشین دارد و می فرماید:

وقتی والدین در میان فرزندان غذا و میوه و شیرینی تقسیم می کنند، فکر و قضاوت بچه ها و تأثراتی که در این گونه موارد پیدا می کنند، با والدین فرق می کند؛ چرا که هر کدام از بچه ها اگر سهمشان کمتر از دیگری باشد، ناراحت می شوند و قهر می کنند و چون احساس مظلومیت و محرومیت می کنند، درصدد انتقام برمی آیند. پدران و مادرانی که به سعادت فرزندانشان علاقه مند هستند و میل دارند فرزندانشان از کودکی روحیه سالم داشته باشند، هیچ گونه تبعیض بین آنان قائل نمی شوند. تبعیض، تخم اختلاف کاشتن است؛ تخم حسادت کاشتن است؛ تخم انتقام کاشتن است. تبعیض سبب می شود هم روح بچه، محروم، فسرده و آزرده و ناراحت شود و هم متکی به غیر، ضعیف النفس، زودرنج و لوس بار آید. والدین هنگامی که فرزندشان از لحاظ جسمی بیمار می شوند، به طبیب مراجعه می کنند، ولی به سلامت روحی فرزندان توجه ندارند، در صورتی که اهمیت بهداشت و سلامت روح بچه از سلامت تن و جسمش کمتر نیست، بلکه به مراتب بیشتر است.

رسول خدا صلی الله علیه و آله به منظور پیش گیری از حسادت و آلوده نشدن اطفال به حسد و رذالت، هرگونه بی عدالتی درباره آنان را منع کرده و فرموده است: «ساوُوا بَینَ أولادِکُم فِی العَطیَّة؛ در بخشش میان فرزندان خویش، عدل و مساوات را کاملاً رعایت کنید».

«در اجتماع نیز تبعیض ها و تفاوت گذاشتن ها، روح یک عده را که محروم شده اند، فسرده، آزرده، کینه توز و انتقام جو می کند و روح عده ای دیگر را کم حوصله، زودرنج، بی کار، اسراف کن و تبذیرکن می سازد. در میان یک طبقه، حسد و کینه و انتقام و نفرت و دشمنی و در طبقه دیگر، کم حوصلگی نسبت به کار، استقامت نداشتن، اسراف و تبذیر پیدا می شود.»

بنابراین، وقتی بنیان اجتماع براساس عدل و انصاف پی ریزی نشود و تبعیض و بی عدالتی در همه شئون حکم فرما باشد، روح مردم به عصیان و سرکشی رو می کند و جان و دل آنان در آتش حسد می سوزد.

پیام متن:

1. یکی از مهم ترین عوامل پیدایش حسد میان فرزندان، بی عدالتی و تبعیض والدین در حق آنهاست.

2. وجود بی عدالتی و نابرابری در میان افراد اجتماع، به شکل گیری حسد در آن جامعه می انجامد.

آثار زیان بخش حسد

پیشوایان دین در بسیاری از روایات، ما را متوجه پی آمدهای خطرناک و زیان بار فردی و اجتماعی حسد ساخته و از آلوده شدن به آن برحذر داشته اند. امام صادق علیه السلام با اشاره به یکی از نکات حساس روانی حسد فرمود: «حسد از کوری دل و انکار نعمت های خدا سرچشمه می گیرد و این دو، بال های کفرند!» در حدیثی از علی علیه السلام نیز می خوانیم: «جای شگفت است که حسودان از سلامتی تن خود غفلت دارند».

«حسادت، اندوه و احساسات روحی سبب رشد سلول های مسموم در بدن می شود و درنتیجه، مایه ضرر جسمی می گردند. مانع جریان طبیعی خون می شود و با سمومی که تولید می کند، سلسله اعصاب را ضعیف می سازد و لطمه جبران ناپذیری به نشاط جسم و روح می زند. امید را از میان می برد، هدف های عالی را نابود می کند و سطح استعداد مغز را پایین می آورد».

حسد افزون بر آثار فردی، نتایج زیان بار اجتماعی نیز در پی دارد که زندگی افراد را به شدت تهدید می کند. از جمله اینکه حسود، دوستان خود را از دست می دهد و پیوندهای محبت میان او و دیگران گسسته می شود، به گونه ای که علی علیه السلام می فرماید: «حسود دوستی ندارد».

دیگر اینکه آدمی را از رسیدن به مقامات الهی باز می دارد و همچنین فرد حسود هرگز نمی تواند مدیر خوبی در جامعه باشد؛ زیرا حسد، دیگران را از اطراف او پراکنده می کند. چنان که گفته شده است: «حسود هرگز به بزرگی و سیادت نمی رسد».

پس می توان گفت حسد، احساسی و مخرّب است که بر همه حرکات، کارها و تصمیم های انسان تأثیر می گذارد. ریشه بسیاری از اختلافات، پس رفت ها و مشکلات و مفاسد اجتماعی حسادت است؛ خلقی نکوهیده که فرد حسود از محل آن رنج بسیار می برد و خسران فردی و اجتماعی فراوانی بر جای می گذارد.

پیام متن:

1. سرچشمه بسیاری از بیمارهای جسمی، روحی و روانی افراد، حسد است.

2. حسد، ریشه اصلی بیشتر درگیری ها، مشکلات و مفاسد اجتماعی است.

حسد نشانه چند نوع کمبود است.

 

  • فرد حسود خودخواه است و همه چیز را تنها برای خود می‌خواهد.

  • کم ظرفیت و زبون است و گرنه در برابر مقام یا پیشرفت یا امتیازاتی که دیگران بدست می‌آورند، خود را اینچنین نمی‌بازد.

  • کوردل و کوته بین است و به همین دلیل دیگران را نمی‌بیند، فکر نمی‌کند که دیگران هم حقی دارند و باید به جایی برسند.

  • متجاوز است و حاضر است به طرف ضربه بزند و حیثیت و آسایش او را به خطر بیندازد تا به خیال خود عقده و کمبودی را که در خود می‌یابد بگشاید.
  • علائم غیر مستقیم و یا تظاهرات حسادت :

    حسادت گاهی در کودکان موجب تظاهراتی می شود که از آن جمله می توان به شب ادراری،

    خرابکاری، تخریب ، حالات آسم و ... اشاره کرد. گاهی ممکن است تولد فرزند دوم ، فرزند

    اول را دچار حالات آسم کند بدون این که هیچگونه علایم فیزیولوژیکی آسم وجود داشته باشد،

    گاه ممکن است وسایل دم دست خود را شکسته و خراب کند و گاهی علائمی مانند سرفه

    و جوش های ریز پوستی ظاهر می شوند. بعضی از کودکان ناخن های خود را جویده یا موهای

    خود را می کشند تا با این کار مانع از آزار دادن به خواهر یا برادر خود شوند . در این

    مواقع والدین باید رفتاری داشته باشند که کودکان بتوانند حرف های خود را یگویند و یا

    گاهی فریادها و احساسات درونی خود را بیرون بریزند . مثلاً می توانند با کمک گرفتن از

    متخصصین فن به کودک بیاموزند که خشم و حسادت خود را با کلام بیرون بریزد . طبیعی

    است که در این صورت کودک سبک تر شده و حسادت آنها تبدیل به عکس العمل های

    متفاوت نشده و آرام خواهد گرفت .

    بروز حسادت به اشکال دیگر

    باید بپذیریم که حسادت در همه ی بچه ها وجود دارد . اگر عکس العمل های کودکان را

    مورد توجه قرار دهیم می بینیم که حسادت با شکل ها و حالت های مختلف ظاهر شده و

    اثرات خود را در بزرگسالی هم نشان خواهد داد . اشکال حسادت را می توان در رقابت و یا

    کناره گیری در بخشش بی رویه و یا طمع بی حساب در جاه طلبی و یا تواضع و فروتنی

    مشاهده کرد . اثرات بد حسادت ها و هم چشمی های دوران کودکی ، در بزرگسالی این

    طور خود را نشان می دهد که مثلاً این افراد در رانندگی همیشه سعی می کنند از دیگران

    سبقت بگیرند و یا اگر در بازی شطرنج ببازند ، همواره رنج می برند ، آنان بر سر موارد کوچکی

    شرط بندی می کنند و یا در همکاری ها بیشترین نیرو را می گذارند ، در حالی که ممکن

    است توان و کشش آن را نداشته باشند . چه بسیارند افرادی که ترس از شکست آنان را

    وا می دارد تا اقدام به رقابتی نکرده و از حقوق خود دفاع نکنند . اثرات بد و تلخ حسادت های

    دوران کودکی که درمان نشده و در خانواده به وجود آمده اند ، آبنده را خراب کرده و اثرات

    بدی را بر جای خواهد گذاشت . حسادت اگر کنترل و درمان نشود به طور دائم اثرات نابهنجار

    شخصیتی به وجود می آورد .

    ریشه های حسادت

    کودک تمایل دارد همه ی محبت های خانواده به خصوص مادر ، همواره متوجه او باشد او تنها

    کسی باشد که خانواده به او فکر می کند و تحمل هیچ رقیبی را هم ندارد . فرزند جدید یا هر

    کس دیگری که ورودش توجه خانواده را به خود جلب کند ، او را به فکر می اندازد تا هرگونه

    رقابتی اعم از پنهان و آشکار را برای منحصر کردن عشق والدین به خود انجام دهد . البته

    حسادت های پنهان و آشکار کودکان به برخورد والدین با حسادت آنان ارتباط دارد . بعضی از

    بچه ها در ابراز حسادت مورد خشم والدین قرار گرفته و حسادت خود را سرکوب یا پنهان

    می کنند . بعضی از والدین نیز با سیاست های خاص خود را ملزم نمی کنند که دلیلی برای

    حسادت بچه ها بیابند و همواره مدعی اند که بین فرزندان خود فرقی نگذاشته و همه چیز را

    حتی دوست داشتن خود را به طور یکسان بین آنها تقسیم کرده اند . با تمام این اوصاف

    هیچکدام از این دلایل ، حسادت را از بین نمی برد .

    تقویت کننده های حسادت و نحوه ی برخورد با آن

    همان طور که تاکنون در قسمت های قبل متوجه شدیم ، ورود فرزند دوم یا نوزاد جدید ، برای

    دیگر فرزندان ایجاد حسادت می کند چون والدین بیشتر به او می پردازند و او مرکز توجه پدر

    و مادر قرار می گیرد . گاهی در شرایط طبیعی محیط زندگی ، مساله سن و جنس بین

    فرزندان حسادت به وجود می آورد زیرا مثلاً پسران بزرگتر آزادی و مزایای بیشتری خواهند

    داشت و دختران در این زمینه حسادت می نمایند و بر عکس پسران به خواهران خود حسادت

    می ورزند زیرا فکر می کنند والدین بیشتر به آنها توجه دارند و حتی دو خواهر و یا دو برادر هم

    ممکن است در زمینه های مختلف حسادت کنند . هر یک از این موارد مذکور به طور طبیعی

    وجود دارند ولی زمانی خطرناک می شوند که والدین با رفتار اشتباه خود بخواهند به

    خاطر برآوردن خواسته های فرزندان ، مساله ی اختلاف سن و جنس را مطرح کنند تا

    فرزندان دیگر را متقاعد سازند . مثلاً در این موارد گرفته شود که برادرت پسر است پس به

    کوچه رفتن و بازی کردن او اشکالی ندارد و یا چون او بزرگتر است می تواند تا دیروقت بیدار

    بماند . همین استدلال های اشتباه باعث می شود تا حسادت بچه ها بروز بیشتری یابد .

    مورد دیگری که موجب تقویت حس حسادت بچه ها می شود این است که کودکی به خاطر

    جنسیت ، توانایی های ذهنی ، قیافه و استعدادهای ذاتی بیشتر مورد توجه و تائید قرار گیرد .

    کلاً هرگاه یک ویژگی و توانایی فردی مورد توجه قرار گیرد ، حسادت شدیدی در دیگران به وجود

    خواهد آورد . ولی این دلیلی موجه برای داشتن برخوردی یکسان با کودکان بزرگتر و کوچکتر

    نیست . زیرا یکسان برخورد کردن نیز صحیح نیست فقط والدین باید شرایطی را به وجود بیاورند

    که توانایی های هر کودک در آن شرایط زمینه ی ظهور و بروز یابد . مثلاً به کودکان بزرگتر

    می توان اجازه ی انجام بعضی از کارها را که متعلق به بزرگتر هاست داد تا بدینوسیله

    بتوانند ثابت کنند که بزرگتر شده و توانایی انجام بعضی از کارها را دارند . در این صورت جایگاه

    خود را در خانواده شناسایی می کنند و به فرزند کوچکتر حسادت نخواهند کرد .

    پس والدین باید احساسات کودکان خود را درک کرده و با آنها کمک کنند تا به صورت درست

    بر احساس اشتباه خود غلبه یابند نه اینکه با رفتار اشتباه باعث حسادت بیشتر شوند

    و آن ها باید از شدت حسادت بین فرزندان خود بکاهند و در این راه نباید هیچ یک از فرزندان

    قربانی فرزند دیگر شود و یا موجب شوند که فرزندی در حق فرزند دیگرشان فداکاری نماید

    مثل آنکه به کودک بزرگتر گفته شود که وسیله ای را که متعلق به اوست به برادر یا خواهر

    دیگرش بدهد چون او آن را می خواهد چون خطر حسادت زمانی بیشتر می شود که کودک

    حس کند نه تنها باید از حق خود بگذرد بلکه توجه و محبت خانواده را نیز از دست داده است .

    والدین برای تربیت فرزندان باید از یک روش استفاده کنند و فرقی بین آنها گذاشته نشود .

    معمولاً کودکان خردسال در ارائه ی حسادت خود سیاستی ندارند و نقطه نظرات خود را

    با طرق مختلف مطرح می کنند مثل اینکه نوزاد را در آغوش گرفته و در یک فرصت مناسب او

    را پرتاب کرده و یا با ضربات آسیب به او وارد می کنند . در چنین شرایطی پدر و مادر علاوه

    بر اینکه نباید اجازه دهند که کودک بزرگتر به این اعمال آسیب رسانی چه از لحاظ جسمی

    و چه کلامی ادامه دهد بلکه هرگز نباید برای حفظ فرزند کوچکتر با تهدیدهای خود ، امنیت

    فرزند بزرگتر را به خطر اندازند زیرا این حرکات به هر دوی آنان آسیب می رساند و والدین باید

    از هر دوی آنها مواظبت نمایند . در این مواقع باید به کودک بزرگتر تفهیم شود که زمانی هم

    او کوچک بوده و چون قدرت نگهداری از خود را نداشته بزرگترها به او کمک می کردند و برای

    درک بهتر این موضوع بهتر است او در کارهای نگهداری فرزند بعدی سهیم شود تا حسادتش

    کمتر شود . در زمان خشم کودک بزرگتر ، میتوانیم انگیزه ی اعمالش را به او گوشزد کینم .

    مثل اینکه به او بگوییم که « تو این بچه را دوست نداری » و یا « دوست نداری که او اینجا

    باشد » می توان عروسکی را به او داد تا او بتواند خشم خود را بر یک عروسک بی جان

    وارد کند . بعد با جملاتی از قبیل « حالا فهمیدم تو چقدر عصبانی هستی ! این را زودتر به

    من بگو « یا » هر وقت احساس تنهایی می کنی به آغوش من بیا و « یا » سریع کنار من

    بنشین من متوجه شده ام و مدت زیادی را با تو خواهم بود تا آن تنهایی تو را رها کند »

    باعث کاهش حسادت و خشم او شوریم . یکی دیگر از عواملی که موجب کاهش حسادت

    فرزندان شما می شود این است که جداگانه مورد ابراز علاقه و محبت شما قرار بگیرند .

    قدر مسلم آن است که همه دوست ندارند به یک میزان دوست داشته شوند بلکه آنان

    خواهان کیفیت عشق و محبت شما هستند و برابری آن را نمی خواهند . پس هیچ اشکالی

    ندارد که فرزندان شما متوجه شوند که آنان را به طور یکسان دوست ندارید بلکه بهتر است

    در عملکرد شما دریابند که رابطه ی شما با هر یک از آنان جداگانه است . بدینگونه زمانی

    جداگانه برای هر یک در نظر بگیرید و در تمام آن مدت از فرزندان دیگر صحبت نکنید . بگذارید

    فرزند شما حس کند که کاملاً وقتتان را برای او گذاشته اید . اینگونه رفتارها سبب می شود

    آتش حسادت کودک خاموش و جایگاه واقعی خود را در خانواده درک کند .

مبارزه علیه حسادت

قدم اول:

به جای اینکه به خاطر احساس‌تان نسبت به دیگران، خودتان را سرزنش کنید، ریشه‌ها و دلایل حسادت‌تان را شناسایی کنید.

روان‌شناسان می‌گویند، حسادت در نتیجه اعمال و رفتار دیگران ایجاد نمی‌شود بلکه عدم اطمینان و اعتماد به‌نفس درونی افراد باعث به وجود آمدن چنین احساسی در افراد می‌شود.

سعی نکنید رفتار خودتان را توجیه کنید. شاید گاهی وقت‌ها بتوانید برای حسادت‌تان دلیل قانع کننده‌ای پیدا کنید اما در اغلب موارد این‌طور نیست.

قدم دوم:

بهترین راه برای اینکه حسادت را از خودتان دور کنید، این است که اعتماد به نفس‌تان را تقویت کنید.

همان‌طور که در مرحله قبل گفتیم، حسادت در نتیجه عدم اطمینان افراد به خودشان ایجاد می‌شود نه رفتار و اعمال دیگران.

برای افزایش و تقویت اعتماد به نفس‌تان از همین امروز اقدام کنید. کتاب‌های مفید در این زمینه را مطالعه کنید و در صورت لزوم از مشاور کمک بگیرید.

قدم سوم:

از تجربه‌های گذشته درس بگیرید و حسادت را کنار بگذارید.

اگر در گذشته به کسی حسادت کرده‌اید، با دقت بیشتری به آثار منفی حسادت در زندگی‌تان توجه کنید. اجازه ندهید حسادت بر روابط شما با دیگران تاثیر منفی بگذارد.

قدم چهارم:

افراد خانواده و دوستان شما هر چه بیشتر پیشرفت کنند و در زندگی‌شان موفق شوند، بهتر می‌توانند از شما حمایت کنند و اعتماد به نفس‌تان را بالا ببرند؛ بنابراین به جای حسادت، به وجود آنها افتخار کنید.

حسادت به داشته‌های دیگران، شما را عصبی، خشمگین و افسرده می‌کند و همین باعث می‌شود انرژی لازم برای پیمودن راه موفقیت را از دست بدهید و نتوانید پیشرفت کنید.

قدم پنجم:

برای نعمت‌هایی که دارید، شکرگزار باشید و سعی کنید راضی باشيد و براي بهتر شدن تلاش كنيد.

حسادت وقتي به وجود مي‌آيد كه شخص احساس كند آنچه دارد، كمتر از آن چيزي است كه بايد داشته باشد.

بنابراین قانع و راضی بودن به آنچه که دارید، می‌تواند شما را از این احساس ناخوشایند دور کند.

قدم ششم:

برنامه‌تان را بر اساس اقدامات تنظیم کنید. یاد بگیرید در لحظاتی که دچار حسادت می‌شوید، قبل از اینکه این حس تمام وجودتان را بگیرد، آن را تجزیه و تحلیل کنید.

به جای فکر کردن به مواردی که حسادت‌تان را برانگیخته، به این فکر کنید که چه ضعف یا کمبودی در وجود‌تان باعث به وجود آمدن این حس شده است.

شخصیت‌تان را رشد دهید. به نقاط مثبت شخصیت‌تان فکر کنید، قدر خودتان را بدانید و ارزش وجود‌تان را درک کنید.

فراموش نکنید شأن شما بالاتر از این است که به دیگران حسادت کنید و با این کار به خودتان آسیب برسانید.